تبلیغات
منچستر یعنی عشق - 25 نکته از زندگی سر الکس فرگوسن
سه شنبه 10 آبان 1390  17:40
نوع مطلب: (بیوگرافی ،) توسط: ehsan


 25 نکته از زندگی سر الکس فرگوسن به مناسبت بیست و پنجمین سال حضور او در منچستر یونایتد 

زمانی که مردم اسکاتلند سرگرم جشن های اغاز سال نوی میلادی بودند.نوزاد الکساندر و الیزابت در 31 دسامبر 1941 در منطقه گووان از شهر گلاسکو متولد شد.

2.الکساندر کوچک همان بدو تولد مورد غسل تعمید قرار گرفت این در خانواده مذهبی فرگوسن چیز عجیب و تازه ای نبود.

3.سال ها بعد الکس کوچک پدرش را مردی ارام معرفی کرد که دوست داشت در سکوت به مطالعه بپردازد،اما او فراموش کرد که اشاره کند پدرش زمانی که عصبانی میشد زیاد هم ساکت نبود .از قدیم گفتن پسر مثل پدر ...

4.الکساندر نوجوان بعد از تمام کردن مدرسه خود به عنوان شاگرد ابزار ساز در شرکت بزرگ Remington Rand مشغول به کار شد.چند سال بعد با تلاش بسیار به موفقیت بیشتری رسید و در قسمت خود به عنوان یکی از افراد بالا مرتبه انتخاب شد.

5.در یک تجمع اعتراضی در اوایل دهه 60 الکساندر برای اولین بار دختر جوان زیبایی به نام کتی هولدینگ را ملاقات کرد،که بعدا با همین دختر ازدواج کرد.کی میگوید که داستان های عاشقانه واقعی نیستند ؟!این همان عشق در نگاه اول بود.

6.در کنار کار به عنوان ابزار ساز و قرار های عاشقانه با کتی ،فرگی در حال دست و پا کردن نامی برای خود به عنوان مهاجمی گلزن در محافل فوتبالی گلاسکو بود.وی در همین زمان با پیوستن به تیم دانفرملاین و زدن 45 گل در 51 مسابقه به بازیکنی حرفه ای تبدیل شد.

7.در 12 مارچ 1966 وی با کتی هولدینگ ازدواج کرد و با خرید خانه ای در جنوب گلاسکو زندگی مشترکشان را اغاز کردند.این خانه قیمتی 3 هزار پوندی داشت که در ان زمان پول زیادی بود.

8.در فبریه 1972 کتی و الکساندر صاحب دو قلویی به نام های جیسون و درن شدند .البته ان ها چهار سال قبل صاحب اولین پسر خود به نام مارک شده بودند.حالا خانم فرگوسن صاحب سه فرگی کوچک شده بود که باید از ان ها مراقبت میکرد و تربیتشان میکرد .این او است که شایسته لقب "سر " است.

9.فرگی در دوران بازی خود در تیم های کوئینز پارک رنجرز،دانفرملاین،گلاسکو رنجرز،فالکیرک و Ayr یونایتد بازی کرد.

10.در بین سال های 1967 تا 69 که برای رنجرز بازی میکرد به تیم ملی اسکاتلند دعوت شد و بازی مهم بین منتخب لیگ اسکاتلند و ایرلند یکی از گل های تیمش را به ثمر رساند.

11.در سال 1974 پس از بازنشستگی از فوتبال وی برای خود شغل جدیدی انتخاب کرد ،"دارنده جواز یک بار".و با پس انداز خود باری در گلاسکو خرید و فکر میکنید نام ان را چی گذاشت؟..."Fergies"

12.با فهمیدن اینکه اداره یک بار مشکلات خاص خود را دارد مربیگری در تیم Stirlingshire را قبول کرد.ترحم و شوق او باعث شد که او قرارداد را قبل از امضا کردن کامل نخواند .او هدایت باشگاهی با 8 بازیکن که حتی یک دروازه بان نداشت را قبول کرده بود...

13.جای تعجبی نبود که فرگی این باشگاه را بعد از 5 ماه ترک کرد و با برداشتن یک قدم رو به جلو هدایت باشگاه سنت میرن را به عهده گرفت.وی 4 سال موفق را در اینجا گذراند.

14.در سال 1978 به عنوان مربی ابردیین انتخاب شد و از اینجا بود که به عنوان یک الگو و نمونه موفق برای مربیان جوان فوتبال بریتانیا تبدیل شد.

15.بعد از شکستن سلطه رنجرز و سلتیک و قهرمانی اروپا او پیشنهاد های تیم های ارسنال،تاتنهام و وولوز را رد کرد او فقط یک رویا داشت ،هدایت منچستر یونایتد...

16.رویای فرگی در 5 نوامبر 1986 به حقیقت پیوست.در یک مکالمه تلفنی مارتین ادواردز رئیس وقت یونایتد به الکساندر فرگوسن پیشنهاد هدایت منچستر یونایتد را داد.

17.اما نزدیک بود که رویای وی نابود شود زمانی که همسرش کتی از اینکه باید شهر ابردین را ترک کند راضی نبود.ولی فرگی با زبان صاف و نرم و روی خوشش سرانجام وی را راضی کرد.

18.زمانی که وی موافقت کرد که مربی یونایتد شود دستمزدش کمتر از ان چیزی بود که در ابردین میگرفت.یک اسکاتلندی راضی شود از حقوقش بکاهد؟!خب برای هر چیزی که یک بار اولی وجود دارد...

19.در اوایل کار خود وی مشکلاتی با کنترل کردن ستارگان و سبک زندگی ان ها داشت اما به مرور زمان توانست راه و روش خودش را بدست اورد و پیاده کند.

20.بعد از شروع موفقیت هاش و در فصل 94_93 فرگی متوجه شد که همتایش جورج گراهام در ارسنال دو برابر او حقوق میگیرد او هم بعد از فتح دوگانه در سال 1996 تهدید به استعفا کرد .خوشبختانه هیئت مدیره یونایتد در تصمیمی عاقلانه مبلغی نزدیک به انچه که او شایسته اش است را به او پرداخت کرد.

21.بعد از سه گانه باورنکردنی سال 1999 الکس فرگوسن به خاطر خدمتش به فوتبال بریتانیا مفتخر به کسب لقب "سر " شد.من نمیدانستم از این به بعد او را چه صدا کنم سر الکس یا سر فرگوسن ؟چند روز بعد از کسب این لقب با او تماس گرفتم و ازش در این مورد پرسیدم و او چند ثانیه ای مکث کرد و گفت :"هینسی مرا سر تاگارت (نام شخصیت یک سریال اسکاتلندی که شباهت هایی با الکس فرگوسن دارد)صدا بزن!"

22.جدا از خانواده و فوتبال یکی از علایق فرگی مسابقات اسب سواری است ،ورزش پادشاهان.
او در این ورزش با شاهزادگان و ثروتمندان زیادی رفت و امد دارد که پیروزیشان را به رسم قدیمی با نان تست و شامپاین جشن میگیرند اما نه سر الکس.
او تا حالا شامپاین را با چیز دیگری نخورده است .شما میتوانید پسری را از گووان (منطقه ای در گلاسکو)دور کنید اما نمیتوانید گووان را از او دور کنید...

23.در زمانی که با چند نفر در حال بررسی دقیق زندگی فرگی بودیم یکی از منابع مرموزمان زنگ زد و به ما گفت فرگی هیچ وقت پنیر و نان نمیخورد و در پاسخ به سوال من که پس فرگی چی میخورد جواب داد "نمیدانم ولی پنیر و نان نه!..."

24.خیلی ها فکر میکنند روش بدنام برخورد و عصبانیت فرگی با بازیکنانش که به "سشوار"معروف است .من یکبار در طول 25 سالی که فرگی را میشناسم ان را دیدم.من مصاحبه ای با وی انجام داده بودم و گویا او راضی نبود و به من زنگ زد و پشت تلفن با این برخورد معروف اشنا شدم .قسمت گوشی تلفن بعد از ده دقیقه شروع به ذوب شدن کرد!!اصلا دوست ندارم دوباره اون اتفاق برام بیفتد...

25.در طول این نگاه گذرا به سال های حضور وی در الدترافورد من تا جایی که تونستم پررو و حتی بی احترام هم بودم .من مطمئنم که اگر او این نوشته را بخواند از خنده نفسش بند می اید.چون اگر یک چیزی وجود داشته باشد که شما در مورد او ندانید این است که او حس فوق العاده شوخ طبعی دارد .

Happy 25th Anniversary Alexander The Great


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها